روزم را با تهیه یک سیاهه از دوست داشتنی هایم آغاز می کنم. این کار را بدون ترتیب از قبل چیده شده، می نویسم. قلم به دست می گیرم و می نویسم:

آرامش، تایید شدن، محبوبیت، خانه ویلایی، خدا، خدمت، غذای گرم، بستر نرم و راحت، همسر خوب، سکس مناسب، عشق، طبیعت، کوه پیمایی، امنیت کاری، صداقت، رفاه، امنیت مالی، وسیله نقلیه شخصی مناسب، ظاهری آراسته، ادوکلن گران قیمت، سلامتی، آینده تامین شده، سلامتی خانواده

به لیستی که تهیه کرده ام نگاه مجددی می اندازم.

دلخواه هایم از یک جنس نبوده و از یک ضریب وزنی اهمیت برخوردار نیستند. رسیدن به بعضی از آنها برای امروز من دور از ذهن می باشد. برای بعضی از آنها اصلا تلاشی نمی کنم و برای تعدادی از آنها فقط رویا پردازی میکنم.  

بعضی از آنها جزئی از زندگی ام هستند و قابل حذف شدن نیستند. بود و نبود بعضی دیگر از آنها هم فرقی ندارد. 

بعضی از آنها به زندگی ام معنا می دهند و بعضی دیگر فقط ظاهری دلچسب.

همه ی آن چیزهایی که من را به بعد چهارم زندگی هدایت می کنند و به راحتی قابل دست یافتن هستند.

باید از این به بعد این لیست را به طور مرتب تهیه کنم و لیست را به دو بخش مادیات و معنویات تقسیم کرده و هم و غم خود را بر روی معنویات قرار داده و برای مادیاتی که قابل حذف از زندگی ام نیستند برنامه ای تهیه کرده و آن را دنبال کنم و برای معنویات به صورت روزانه اقدام کنم.

برای این کار فقط کافی است روزم را با یاد مظهر و منشاء نیکی ها و با افکار درست آغاز کنم و اراده ام را مطابق اراده ی او رقم بزنم.