اسارت

اسارت، زندان و به بند کشیده شدن، اصولاً یادآور مجازات است برای کسانی که امنیت اجتماعی را بر هم زده یا برخلاف قوانین جاریه یک مملکت، مذهب یا آئین، حرکت یا فعلی انجام داده باشند یا در حالتی دیگر،  فردی که دچار جنون شده را محبوس میکنند تا از وارد آمدن صدمه توسط آن شخص به خود و دیگران جلوگیری نمایند.

جسم آدمی هم نوعی قفس است بر روح ملکوتیش. اما این محبس در تقابل با یک عمل نادرست یا جنون نمی تواند منظور شده باشد و از دایره منظق خارج است که کسی را به جهت اینکه یکی از نیاکانش کار شنیعی انجام داده باشد، به قل و زنجیر بکشند - منظور همان داستان خوردن گندم توسط آدم و رانده شدنش از بهشت است- چراکه با عدالت خداوند همخوانی ندارد.

پس به قطع و یقین، در ورای این مطلب، می بایست تفکر دیگری حاکم باشد.

به عقیده من، آفرینش انسان واتصالش با خاک، مشابهت دارد با کاشتن یک دانه در دل خاک.

دانه در دل خاک حبس می شود تا رشد کند و راهی به سمت نور بیابد. آب و مواد مغذی از طرف زارع، فراهم است تا دانه بارور شود. دانه می تواند تاریکی محیطش را بشناسد، ریشه بدواند، آب و غذا را جذب کرده، راه رسیدن به نور را شناخته و قد بکشد، تا از یک سو از زمین فاصله بگیرد و از سوئی دیگر به آسمان و خورشید نزدیک تر شود و یا می تواند انتخاب کند تا در خاک بماند و با تاریکی کنار بیاید و بگندد.

این جریان، هیچ چیز نمی تواند باشد جز یک نمایش قدرت.

او می آفریند، می پروراند تا شناخته شود.

/ 7 نظر / 5 بازدید

حيات گياهي،در به خاك سپردن و پنهان گشتن دانه به زير زمين است، دانه تا نيست نشود،رستاخيزي و تولدي ديگر نمي يابد. مهرداد بهار(كتاب پژوهشي در اساطير ايران)

موضوع قابل تاملي را عنوان كردي و مطمئنا اين جلوه زيباي آفرينش،سرشار از مفاهيم بسيار است، و در كتاب آسماني نيز به آن اشاره شده است: "خداوند شكافنده دانه و هسته است، زنده را از مرده و مرده را از زنده بيرون مى‏آورد، چنين است ‏خداى شما، پس چگونه [از حق] منحرف مى‏شويد"( آيه 95 سوره انعام)

وحدت در كثرت و كثرت در وحدت

فرحناز

نظر جالبی بود. مرسی

زی زی جوجو

سلام،خوبی؟چه خبرا؟ من آدرس وبلاگم عوض کردم.اگه هنوز دوست داشتی با هم تبادل لینک کنیم بهم سر بزن

سارا

بروزم با اين سوال كه تا حالا به سيم آخر زدي؟

sanam

man az esaaarat badam miyad gahi az tati ke rpphamo asiire khodesh kard bihtar badam miyad va dar sadade asibo ya azare khodam karayi mikonam shayad ye darsade kami sadisme nemidoonam