پرنده تنها

اینجا

در این نقطه کور

باغ آفت زده

سرماخورده

پرنده ای تنها

که پرواز را در خیال تجربه کرده

نه آواز می داند

نه رنگین لعابی دارد

و نه حتی

آشیانه ای

که باد ...

هوس یغما بردنش داشته باشد

بی قوتی زمستان را درک کرده

پیش از آنکه

بهار عشق بازی را چشیده باشد

 

بی رمق

در به در

پی جوی گوشه ای از زمان

گرم محبت

تا دمی بیاساید

و بعد

بمیرد

---------------------------

مصطفی ف

/ 2 نظر / 4 بازدید

[گل][گل][گل]

sanam

baghe afat zaade parandeye tanha biiiramagh daaarbedar fogholadast[دست]