خواب و بیداری


پشت مهتاب چشمانت
گفته هایم بوی گند بی خودی می دهند
آن جا که ...
کاسه خالی در دست
آواره ی خرابه ها شده ام
تا خود را گدایی کنم
ناگهان ...
صدای زنگ سکه قلب
در کسر شنوایی به جا مانده
بیدارم می کند
==============
م ف

/ 2 نظر / 4 بازدید

[گل][گل][گل]