«شکست در پیروزی»


در جدال بین «من» و «دل»
جز هنگام خواب
همچون گلوله ای آتیشن
بر منجنیق بی فکری
به قصد برج و باروی روح
پیاپی، پرتاب می شوم

صدای شکستن است
و ...
ریزش آوار
و تدوام بیهودگی

ندانستن ...
انگار گره کوری است که برای گشایش، به معجزه نیاز دارد

« من» پیش از شروع جنگ شکست خورده بودم

کلاغ هم اگر بودم ...
می دانستم که ...
بر خرابه ها
نمی توان آواز پیروزی سر داد
===============
م ف

/ 2 نظر / 4 بازدید

[گل][گل][گل]